Tagged: غزل-شمارهٔ-۱۴

غزل شمارهٔ ۱۴ – عراقی – دیوان اشعار – غزلیات – از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست ۰

غزل شمارهٔ ۱۴ – عراقی – دیوان اشعار – غزلیات – از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست

از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دستهم پردهٔ ما بدرید، هم توبهٔ ما بشکستبنمود رخ زیبا، گشتیم همه شیداچون هیچ نماند از ما آمد بر ما بنشستزلفش گرهی بگشاد بند از دل ما برخاستجان دل ز جهان برداشت وندر سر زلفش بستدر دام...

غزل شمارهٔ ۱۴ – مولوی – دیوان شمس – غزلیات – ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما ۰

غزل شمارهٔ ۱۴ – مولوی – دیوان شمس – غزلیات – ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشناگر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شودمرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هواما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموختهزان سان که...