غزل ۱۹۵ – سعدی – دیوان اشعار – غزلیات – از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد

از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد
می‌برم جور تو تا وسع و توانم باشد
گر نوازی چه سعادت به از این خواهم یافت
ور کشی زار چه دولت به از آنم باشد
چون مرا عشق تو از هر چه جهان بازاستد
چه غم از سرزنش هر که جهانم باشد
تیغ قهر ار تو زنی قوت روحم گردد
جام زهر ار تو دهی قوت روانم باشد
در قیامت چو سر از خاک لحد بردارم
گرد سودای تو بر دامن جانم باشد
گر تو را خاطر ما نیست خیالت بفرست
تا شبی محرم اسرار نهانم باشد
هر کسی را ز لبت خشک تمنایی هست
من خود این بخت ندارم که زبانم باشد
جان برافشانم اگر سعدی خویشم خوانی
سر این دارم اگر طالع آنم باشد

اجراهای این اثر

خواننده

آلبوم

قطعه

برگ سبز

شمارهٔ ۲۶۱

(افشاری) (۱۰:۱۵ – ۲۳:۰۴) نوازندگان: رضا ورزنده (‎سنتور) خواننده آواز: شجریان، محمدرضا سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: از تو دل بر نکنم تا دل و جانم باشد

دانلود قانونی آلبوم

محسن کرامتی

پنجۀ دشتی

تصنیف تو مرو

محسن کرامتی

۱۸۶ تصنیف قدیمی ۲

دشتی ۱۳

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.